تبليغاتX
روزنامه (یاداشتهای روزانه احمدرضا شیری) - چرا همه رفتند و من ماندم !!!
 

 نمی دانم تا چه حد من و گذشته من را می شناسید , بهرحال اگر چیزی نمی دانید بدست آوردن اطلاعات از گذشته من  کار سختی نیست با کمی جستجو در اینترنت و سرچ کردن نام و فامیل من به انگلیسی و فارسی می توانید  با گذشته من آشنا شوید.

حقیقت این است که برنامه ساز امروز تلویزیون ای .پی .ان روزی روزنامه نگار و فعال سیاسی بود که از طرف دادگاه انقلاب هم به 3 سال حبس تقلیعی محکوم شد .

من در گذشته عضور جبهه دمکراتیک ایران بود و در این گروه فعالیت می کردم. مدت زمانی طولانی نیز به عنوان روزنامه نگار مستقل با رسانه های مختلف همکاری داشتم سوابق سیاسی بلند و بالایی دارم که امروز دوست ندارم سخنی از آنها به میان بیایید چون احساس می کنم در برخی موارد اشتباه داشتم و مورد سو استفاده اشخاصی قرار گرفتم که اکنون از زحمات آن روزهای  من نان می خورند و در خارج از کشور اینطرف و آنطرف سخنرانی می کنند.شاید همین بهترین دلیل باشد که دیگر هرگز به راه گذشته بازنگشتم و اکنون راه دیگری را در زندگی انتخاب کردم که سایست کمترین جایگاهی در آن ندارد.

دوستان بسیار زیادی داشتم که هم اکنون ساکن خارج از کشور هستند , کوروش صحتی و حسن زارع زاده اردشیر به استخدام صدایی آمریکا در آمده اند و در واشنگتن ساکن هستند .

کیانوش سنجری هم شنیده ام که بلاخره اقامت آمریکا را گرفت. پیش از این سیاوش فخر آور هم با حرف و حدیث زیاد و با همکاری یک سناتور آمریکایی به آمریکا رفته بود.

نامهای که ذکر کرده ام شناخته شده ترین افراد از دوستان و هم رزمان سابق من هستند که هم اکنون در آمریکا ساکن شده اند .بسیاری دیگر نیز هستند که از کشورهای اروپایی پناهندگی گرفتند و می شود گفت تنها از آن جمع من هستم که در ایران مانده ام و خیال ترک وطن ندارم.

چندین سال است بسیاری از دوستان آشنایان از من سوال می کنند که با توجه به حمایتهای بین الملی از من چرا تا کنون عزم خارج از کشور نکرده ام. بارها می خواستم دلایل عدم مهاجرت به خارج از کشور را بنویسم و در وبلاگ قرار دهم اما هیچ گاه فرصتی برای این قلم فرسایی بوجود نیامد.

اما امروز تصمیم گرفتم یکبار برای همیشه پاسخ دوستان را بدهم که باتعجب فراوان من را محکوم می کنند به اینکه موقعیتهای خوب زندگی خود را برای زندگی راحت در کشوری مانند آمریکا که بسیاری از مردم کشور آرزوی سفر به آن را دارند چه برسد به اقامت یک به یک از دست می دهم.ابتدای مروری می کنم کوتاه و اجمالی به بخش کوچک و شناخته شده ای از سازمانهای که من را به عنوان یک روزنامه نگار پیش از این مورد حمایت خود قرار دادنند و هر سال نیز بر این حمایت تاکید می کنند.

 

1-     سازمان گزارش گران بدون مرز در فرانسه

2-     سازمان دیدبان حقوق بشر

3-     سازمان عفو بین المل در انگلستان

4-     وازرت امور خارجه ایالات متحده آمریکا

5-     انجمن قلم آمریکا

6-     پارلمان اروپا ( که در مورد من  و چند روزنامه نگار دیگر با اتفاق آرا و رای 65 نماینده پارلمان اروپا بیانیه مفصلی صادر کرد )

7-     سازمان ملل متحد ( بخش امور پناهندگان که اسم من را در لیست افراد مورد حمایت قرار داد )

8-     دانشگاه واشنگتن آمریکا که نام من را به در لیست 20 نفر از بهترین روزنامه نگار و وبلاگ نویسان  جهان آورد .

 

و دهها دانشگاه , روزنامه , رسانه خبری و  مراکز ریز و درشت  بین الملی از کشورهای مختلف جهان که از من اعلام حمایت کردند.

این در حالی است که فقط یکی از موارد بالا برای پناهندگ و اقامت در یک کشور اروپایی و یا آمریکا کفایت می کند ,از آن سو بسیاری از دوستان بدون حتی یکی از حمایتهای ذکر شده در بالا هم اکنون ساکن ایلات متحده آمریکا شده اند .

اما چرا من ماندم !! اعتراف می کنم که چند سال پیش چندین بار وسوسه شدم از این موقعیت استفاده کنم و به قصد پناهدنگی به خارج از کشور سفر کنم.اما هیچ وقت این وسوسه حتی به  یقین تبدیل نشد چه برسد به عمل , شاید بزرگترین دلیل من برای ماندن و نرفتن این باشد که به شدت به این کشور و به خانواده ام وابسته هستم و همانگونه که می دانید کسی که از کشوری دیگر پناهدگی سیاسی گرفته باشد دیگر هرگز نمی تواند به وطن سفر کند. من هرگز نتوانستم در این مورد با خودم کنار بیاییم .

دلیل بعدی شاید احساس راحتی و آرامشی باشد که به دلیل تلاش خودم هم اکنون در ایران بدست آورده ام پس دلیلی نمی دیدم تا فردی این آرامش را به هم نزده خود  این آرامش را بر هم بزنم و ترک  وطن کنم.

بهانه دیگرم برای ماندن و نرفتن این است که اکنون بدون هیچ مشکلی و آزادانه به کاری که دوست دارم می پردازم گرچه ابتدای این راه فکر می کردم بزودی جلوی من و برنامه هایم گرفته خواهد شد اما چنین نشد و من قاطعانه تصمیم گرفتم هرگز تا زمانی که اوضاع اینگونه باشد در راه پناهندگی گام برندارم.

اعتراف می کنم که تصویری که از اوضاع کشور داشتم بسیار تیره تر از تصویر واقعی ایران  بود , و اکنون با تصور و تصویر فعلی که از آینده کاری خود به عنوان یک برنامه ساز تلویزیونی مستقل دارم بفکر مهاجرات از وطن نمی افتم .

هر چند که از آینده هیچ کس خبر ندارد و هر زمان که احساس کنم نمی توانم در ایران به کاری که دوست دارم ادامه دهم و یا از هر جهت مشکلی برایم پیش بیایید که ادامه کار ممکن نباشد بطور جدی به مهاجرت فکر خواهم کرد چون عشق اول و آخر من کار من است که هم اکنون به آن اشتغال دارم / اما در حال حاظر هیچ دلیلی نمی بینیم که با وجود تمام موقعیتهای که در خارج از کشور دارم کشور را ترک کنم.

من به شدت به خانواده , کار , کشور ,دوستان و مردمم وابسته هستم و زندگی در اینجا با تمام کمبودها و مشکلات را به زندگی در واشنگتن و همکاری با فلان رسانه ترجیح می دهم .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 12:25  توسط احمدرضا شیری  |