روز جمعه صبح از طریق تلفن فردی که خود را افسر اداره آگاهی معرفی می کرد از من خواست که به دلیل بیان پاره ای از توضیحات پیرامون شکایتی که از اینجانب شده خودم را سریعآ به اداره آگاهی مشهد معرفی کنم.در فاصله منزل و اداره آگاهی هر چه قدر که به ذهن منحرف خودم فشار آوردم که اداره آگاهی چه کاری ممکن است با اینجانب داشته باشد به نتیجه نرسیدم.البته این نوع برخوردها برای من که در طی این چند سال بارها به دادگاه و اداره اطلاعات احضار شده بودم و همچنین به تازگی به دلیل فعالیتهای خبری توسط شعبه 7 دادگاه انقلاب مشهد به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شدم تعجبی نداشت.تعجب من از این جهت بود که دلیل احضار به اداره آگاهی را نمی دانستم چون مواردی که این اداره رسیدگی میکند مواردی خاص مانند قتل ، کلاه برداری و دزدی است نه رسیدگی به جرایم سیاسی، در اداره آگاهی با رهنمایی چند سرباز بی ادب به قسمت عملیات ویژه اداره آگاهی و افسری که من را احضار کرده بود راهنمایی شدم.خیلی با عجله دلیل احضار خودم و اینکه چه کسی از من شکایت کرده را پرسیدم. اما جواب افسر پرونده آنقدر شگفت انگیز و مسخره بود که چند دقیقه بدون توجه به اینکه در اداره آگاهی هستم!! بلند خندیدم.دلیل احضار من به اداره آگاهی خرید یک کارت ترجمه شرکت EBL بود بوسیله این کارت می توان چندین زبان زنده دنیا را از طریق اینترنت به یکدگیر ترجمه کرد و حتی این زبانها را از طریق سایت این شرکت آموزش دید.همچنین این کارت نوعی فعالیت بازاریابی شبکه ای و یا Network نیز دارد و همانند دیگر شرکتها که در این زمینه فعالیت دارند می توان با معرفی مشتری به این شرکت پورسانت دریافت کرد و گویا چندی است فعالیت بازاریابی شبکه ای در ایران ممنوع اعلام شده.من حدودآ 6 ماه پیش بر اثر اصرار یکی از دوستان یکی از این کارتها به قیمت 80 هزار تومان خریده بودم اما هیچ فعالیتی در این مدت در زمینه بازایابی شبکه ای نداشتم و حتی یک ریال هم از این بابت دریافت نکرده بودم و صرفآ از این کارت جهت ترجمه متون انگلیسی استفاده میکردم . خلاصه اینکه به نظر من خیلی مسخره بود که به چنین دلیلی محکوم شوم.اما زمانی که افسر تحقیق پرونده گفت که اداره اطلاعات از دست من به دلیل فعالیت شبکه ای شکایت کرده و در این زمینه گزارش به اداره آگاهی ارسال شده مقداری از میزان تعجبم کم شد. جریان از این قرار است که وزارت اطلاعات از اینجانب به دلایل صد درصد کذب و دروغ همچون تشکیل جلسات فعالیت بازیابی شبکه ای و... شکایت کرده و این در حالی است که همانطور که در بالا گفتم به هیچ عنوان در این زمینه فعالیتی نداشتم و نه تنها جلسه ای برای جذب افراد به این نوع بازاریابی شبکه ای تشکیل ندادم حتی در جلسات مشابهه نیز شرکت نکردم. از طرفی زمانی که من اقدام به خرید این کارت کردم هنوز فعالتهای بازاریابی شبکه ای در ایران ممنوع اعلام نشده بود و در این مدت نیز من فعالیتی در این زمینه نداشتم.
اما اوج نقض حقوق شهروندی آنجا بود که به بهانه ای دروغین و توجیه ناپذیر و حتی احمقانه ظهر جمعه منزل ما از طرف اداره آگاهی بازرسی شد و کامپیوتر اینجانب بدون هیچ دلیل و وجهه قانونی توقیف گردید.
روز شنبه صبح نیز پرونده اینجانب را به دادگاه فرستادند و بعد از چندین ساعت معطلی پرونده اینجانب رسیدگی نشد و من در اعتراض به این موضوع از حضور در دادگاه سرباز زدم و دادگاه را ترک کردم.گرچه مجددآ می بایست خودم را به اداره آگاهی معرفی و پیگیر این موضوع باشم .
این اتهام یا بهتر بگویم بهانه در حالی مطرح می شود که چند هفته ای بیشترازاعلام محکومیت من توسط دادگاه انقلاب به 3سال حبس تعلیقی نمی گذرد.این موضوع که در صورت کوچکترین محکومیتی این 3سال حبس از حالت تعلیق خارج خواهد گردید و مجبور هستم این 3 سال حبس را تحمل کنم زنگ خطری برای خود دانسته و این اتهام را پوچ ، بی معنی و ظالمانه می دانم.
اما در عین حال فعلآ خویشتن داری کرده و تا روشن شدن موضوع از انعکاس بسیاری از مسائل در این زمینه خودداری میکنم.همچنین اعلام می نمایم در صورتی که آقایان قصد مبارزه با فعالیتهای بازاریابی شبکه ای را دارند ابتدا باید از آقازاده های که در این زمینه فعالیت داشته و دارند شروع کنند و این موضوع را بهانه ای برای تحت فشار قرار دادن روزنامه نگاری که به تازگی در دادگاه انقلاب محکوم شده قرار ندهند. در صورتی که روند بررسی پرونده را جهت دار ببینم آنگاه اقداماتی در زمینه دفاع از حقوق شهروندی خویش و انعکاس بین الملی موضوع انجام خواهم داد و توجه مجامع بین الملی دفاع از حقوق بشر و حقوق روزنامه نگاران را به این نقض آشکار حقوق شهروندی جلب خواهم کرد .لازم بذکر است رفتار مامورین اداره آگاهی تا اینجا با اینجانب مودبانه و همراه با با احترم بوده است.
احمدرضا شیری
روزنامه نگار – مشهد
خسته ام از بی کسی
از این همه دلواپسی
از لحظه های بی فروغ
از این همه حرف دروغ